هدف یوگا یک چیز است، یکی شدن روح فردی با روح کیهانی؛ پیوستگی و یگانگی جسم و ذهن، و ذهن با روح. یوگا کمک می کند تا از کالبد خود معبدی بسازیم که مانند روح ما پاک و منزه باشد.

آقای آیینگار در کتاب درخت یوگا بیان می کنند: هرگز در مقام مقایسه کارها و طریقت های افراد با یکدیگر نباشید. نگویید که شما بهتر یوگا را انجام می دهید یا یوگای این مکتب از آن مکتب بهتر است. تنها یک یوگا وجود دارد، همانطور که یک جهان وجود دارد و یک نوع بشریت در جهان موجود است.

سیستم های متفاوت یوگا، صرفا از مسیرهای متفاوتی به سمت هدف واحد یوگا حرکت می کنند ولی همانطور که حتی نام یوگا هم نمایانگر وحدت و یکپارچگی آن است، نمی بایست به تجزیه و تقسیم چیزی پرداخت که هدف آن یکی کردن جسم و روح افراد جامعه است.

هدف از تقسیم بندی زیر، صرفا آشنایی شما با سبک های متفاوت یوگاست تا برای رسیدن به هدف یگانه یوگا، آن سبکی را انتخاب کنید که با شرایط جسمانی و روحی شما بیشترین همخوانی را دارد.

انواع هاتا یوگا(بر اساس حروف الفبا):

 

آشتانگا یوگا

سیستم آشتانگا یوگا توسط "پاتابی جویس" و از سال 1948 ارائه شد. "ک. پاتابی جویس" نزد "کریشناماچاریا" و از سال 1927 به تحصیل پرداخت و پس از آشنایی با سیستم وینیاسا، آشتانگا یوگا را معرفی کرد. آشتانگا یوگا دارای سه جزء کلیدی است: تنفس اوجایی، باندا و دریشتی. 


این متد یوگا شامل ترکیب یک تکنیک تنفسی خاص(تنفس اوجایی)، باندا(قفل هایی که نتیجه به کار بستن آنها، باز کردن جریان انرژی است) و دریشتی(نقطه خیره شدن) با یک سری از آساناهاست، فرآیندی که گرمای درونی شدید و عرق فراوان تولید می کند و باعث سم زدایی از ارگان ها و ماهیچه ها می شود؛ نتیجه آن گردش خون بهتر، بدنی سبک و قوی، و یک ذهن آرام است. اسانس واقعی آشتانگا یوگا زمانی تجربه می شود که به وضعیت تریشتانا برسیم، وضعیتی که در آن سه عنصر اصلی آشتانگایوگا یکی شده اند و حرکت با تنفس اوجایی، باندا و دریشتی، همزمان شده است. اینجاست که موجی قوی از روانی و لطافت از تمرین حاصل می شود که ما را به سمت تمرکز(دارانا) و مدیتیشن(دیانا) هدایت می کند.

آشتانگا یک استایل سخت یوگاست که توالی خاص از حرکات را بدون توقف دنبال می کند و از آنجا که هر حرکت با نفس همراه است شبیه کلاس وینیاسا است. تفاوت بین آشتانگا یوگا و وینیاسا یوگا این است که در آشتانگا همیشه همان حرکات یکسان، در همان ترتیب یکسان انجام می شوند.

این سیستم یوگا بر پایه شش سری آسانای قوی است که سختی آنها از سری اول تا ششم زیاد می شود. هر سری، دنباله ای از وضعیت های متوالی است که هر کس آن را با سرعت خود انجام می دهد.

این سیستم یوگا برای بسیاری از کلاسهای وینیاسا الهام بخش است.

 

آکرو وینیاسا

آکروباتیک همانند یوگا، هزاران سال قدمت دارد. پیدا کردن ریشه اصلی یا نام بردن تمام اساتیدی که به کاوش تمرین آکروباتیک و یوگا پرداخته اند، غیر ممکن است. کریشناماچاریا، پدر یوگای مدرن، در ادغام این هنرهای حرکتی و معنوی پیشگام بوده است. قدیمی ترین فیلمی که در آن کریشناماچاریا مشغول آموزش کودکان در وضعیت هایی مشابه L-based flying است، مربوط به سال 1938 می باشد.(L-basing یعنی base روی زمین با دستان و پاهای کشیده، دراز می کشد و flyer را حمایت می کند.) دانش وی از ژیمناستیک، که توسط انگلیسی ها به هند برده شده بود، باعث الهام بخشی این یوگای flying شد که به رشد خود به صورت تنوع ها و مسیرهای متفاوت ادامه داد.


از دهه 1980، اساتید بسیاری در پایه ریزی جنبه های متفاوت تمرین آکرو نقش داشته اند. یکی از جدیدترین شاخه های آکرویوگا، که توسط Honza & Claudine Lafond رشد و توسعه پیدا کرد، آکرو وینیاسا ست.

 

آنها متودولوژی یوگا، L-based flying و تمرین حرکات معکوس را به صورت سیستمی از یوگا ارائه دادند که تاکید آن روی وینیاسا فلو و توالی آساناهاست. آکرو وینیاسا یک تمرین الهام بخش است که یوگا را از زمین به هوا می برد. این سیستم یوگا، با ادغام عناصر وینیاسا، تمرین حرکات معکوس و آکرو یوگا تجربه ای ورای تمرین سنتی یوگا به صورت انفرادی است.

 

المان های تمرین آکرو :


• Base: پایه بودن یعنی استحکام، تمرکز، تعادل و امنیت در حمایت به فلایر. بیس پایه ای است که تمام چیزهای دیگر روی آن قرار می گیرد. کلید پایه خوب بودن، پیدا کردن تعادل و صحیح قرار گرفتن در ساختار حرکت و همچنین تنظیم شدن در مرکز ثقل Flyer است. هر چه پایه مستقرتر باشد، Flyer تجربه لذت بخش تری خواهد داشت. نهایتا Base مسئول امنیت Flyer است. توانایی راهنمایی دادن، هدایت کردن و گوش دادن، قدرتمند ترین ابزار یک Base هستند.


• Flyer: فلایر یک یوگی شجاع است که به Base خود کاملا اعتماد می کند. توانایی تنظیم و هماهنگی بین قدرت، انعطاف و نفس فاکتورهایی هستند که یک Flyer قوی را تعریف می کنند.


• Spotter: توانایی مراقبت کردن(spotting) مهمترین المان تمرین آکرو است. Spotter چسبی است که همه چیز را سر جای خودش نگه می دارد. این مسئولیت Spotter است که تمام توجه خود را به کار ببندد و مراقب سلامتی و امنیت تمرین کنندگان باشد. یک Spotter متمرکز می تواند اغلب به نکاتی توجه کند که نه Base و نه Flyer به آنها توجه نکرده اند. مهارت Spotter در توانایی او برای استفاده از لغات مناسب و تماس به جاست تا باعث آگاهی و راحتی بیشتر شود. همچنین یک spotter ماهر، به اندازه مناسب و لازم حمایت می دهد، یعنی کمک به base و flyer در پیدا کردن بالانس؛ کمترین کمک برای بیشینه کردن کیفیت حرکت.

 

آینگار یوگا

این سبک یوگا توسط "ب.ک.س آینگار"، شاگرد "کریشناماچاریا" ارائه شد. "آینگار" از سال 1937 به آموزش یوگا پرداخت.

 

آینگار یوگا، بسیار دقیق است و در آن توجه زیادی به پیدا کردن آلاینمنت صحیح هر وضعیت می شود. در این سبک، میزان توقف در حرکات بیشتر است تا توجه بیشتر و دقیق تری به وضعیت بدن شود.

برای کمک کردن به شاگردان برای پیدا کردن وضعیت صحیح، یک استودیو آیینگار مجهز به تعداد زیادی از ابزار کمکی است: آجر، پتو، صندلی، طناب دیواری، متکا و ... . در کلاس یوگای آیینگار، خیلی پرش وجود ندارد، در نتیجه ضربان قلب بالا نمی رود؛ اما شما کشف می کنید که بدن و ذهنتان در توقف در حرکات، چگونه به چالش کشیده می شوند.

وجه تمایز این سیستم یوگا با استایل های دیگر این است که در هر حرکت به نکات ظریف، توجه ریز داده می شود.

 

بیکرام یوگا

این سیستم یوگا، توسط "بیکرام چودری" و در سال 1971 معرفی شد.

 

کلاس بیکرام یوگا، گرم و شبیه سونا است و شما در این کلاس آن قدری عرق می کنید که انگار تا به حال عرق نکرده اید.

هوای این کلاس دارای 40/6 درجه گرما و 40 درصد رطوبت است. میزان تعرق در آن بسیار زیاد است و درنتیجه سموم از بدن خارج می شوند. ابداع کننده این سبک "بیکرام چودری" 26 وضعیت سنتی هاتا یوگا را به صورت یک توالی درآورده تا عملکرد صحیح هر سیستم بدن را معرفی کند. مانند  کلاس آشتانگا، در کلاس یوگای بیکرام همیشه یک توالی یکسان انجام می شود البته توالی حرکات با سبک آشتانگا متفاوت است. 

 

پاور یوگا

پاور یوگا یک وینیاسا یوگای قوی بر پایه فیتنس است. این استایل اکتیو و ورزشی، از سیستم سنتی آشتانگا در اواسط 1990 گرفته شده است و بسیار شبیه آشتانگایوگا است. "برایان کِست" و "بِریل بِندِر بریچ" به طور همزمان این سبک یوگا را، که غربی شده آشتانگا است، در جهت اینکه آشتانگا یوگا قابل دسترسی شود، ارائه دادند.

گاهی به پاوریوگا، "جیم یوگا" نیز گفته می شود چراکه آنقدری شدید طراحی شده تا برای ورزشکارها و دوستداران جیم غربی جذاب باشد. این استایل یوگا، مانند وینیاسا یک سری از آساناهای ثابت نیست. خیلی از اوقات، کلاس پاوریوگا، گرم است.

 

ساتیاناندا یوگا/ بیهار یوگا

"ساتیاناندا ساراسواتی" شاگرد "شیواناندا "، مدرسه یوگای بیهار را در سال 1964 افتتاح کرد.


سیستم یوگای وی، در مورد کیفیت سر، قلب و دست ها(هوش، احساسات و عمل) سخن می گوید و تلاش می کند تا ابعاد فیزیکی، روانی و معنوی یوگا را در هر تمرین، ادغام کند. تکنیک یوگانیدرا نیز ابداع ساتیاناندا است.

این سیستم یوگا نسبت به بسیاری از سیستم ها آرام تر است و بارزترین ویژگی آن، تاکید بر خودآگاهی (آگاهی از بدن همراه با تجسم بدن در حین تمرین و پس از تمرین و آگاهی از هیجانات و خلق)، آگاهی از تنفس، رهایی و وانهادگی آگاهانه بدن و ذهن، و توجه آگاهانه به حال است که نتیجه آن گسترش آگاهی در همه حوزه‌های زندگی افراد است.

در کلاس یوگای ساتیاناندا شما ترغیب می شوید تا درباره همه جنبه های شخصیت خود از طریق یوگا یاد بگیرید. در این سیستم اعتقاد بر این است که تغییر، فرآیندی است که به صورت طبیعی و به عنوان نتیجه تمرین منظم با آگاهی کامل رخ می دهد نه با اجبار ذهن و بدن فراتر از حد آن.

 

شیواناندا یوگا

یوگای شیواناندا بر پایه آموزش های "شیواناندا ساراسواتی" است و بیشتر از اینکه تمرینی بدنی باشد، تمرینی معنوی است.

 

این استایل یوگا در سال 1957 توسط "ویشنودواناندا ساراسواتی"، شاگرد شیواناندا معرفی شد.

 

این تمرین یوگا، تمرینی آرام است که روی 12 آسانای پایه و تنوع های آن، تمرینات تنفسی، مدیتیشن و ریلکسیشن همچنین سلام بر خورشید و شاواسانا تاکید دارد. این سیستم برپایه یک فلسفه 5 مرحله ای شامل تنفس صحیح، ریلکیسشن، تغذیه، تمرین درست و مثبت اندیشی است که در کنار هم قرار گرفتند تا یک سبک زندگی یوگایی و سالم را بسازند. سوامی شیواناندا همچنین دیسیپلین هایی برای "خدمت، عشق، بخشش، تصفیه، مراقبه، درک" نیز آموزش داده است.

 

وینیاسا فلو یوگا

گفته می شود که "یوگا کورونتا" دست نوشته ای قدیمی که به زبان سانسکریت و توسط حکیمی به نام "وامانا ریشی"، نگاشته شده است، شامل لیستی از چندین گروه بندی متفاوت آساناها، همینطور آموزش های اصیل درباره وینیاسا، دریشتی، بانداها، مودراها و فلسفه است. در اوایل 1900، متن "یوگا کورونتا" به "ت. کریشناماچاریا"(1888-1989) توسط گوروی وی "راما موهان برهماچاری" منتقل شد و پس از آن، کریشناماچاریا سیستم وینیاسا را معرفی کرد.

وینیاسا از واژه سانسکریت "نیاسا" به معنی قرار دادن و پیشوند "وی" به معنی به طریقی خاص، مشتق شده است و وینیاسا در لغت به معنی مرتب کردن چیزی(مثل وضعیت های یوگا) به صورت خاص و یا ارتباط، به معنی ارتباط دادن یک آسانا به بعدی است. وینیاسا یک توالی جاری از آساناها است که با نفس همراه می شوند. شش سری آسانای یوگای آشتانگای "پاتابی جویس" شناخته شده ترین وینیاساها هستند. همچنین سلام برخورشید در تمام سبک های یوگا، وینیاسا است.

"کریشناماچاریا"، نه تنها سریهای خاص آساناها را آموزش داد، بلکه وینیاسا را به عنوان متدی می دید که می تواند برای تمام جنبه های یوگا کاربردی باشد. در آموزش های "کریشناماچاریا"، متد وینیاسا شامل تشخیص نیازهای افراد و سپس ساخت تمرینی تکمیلی و گام به گام برای برطرف کردن آن نیازهاست. علاوه بر این، "کریشناماچاریا" تاکید کرده که وینیاسا یک رویکرد هنرمندانه به زندگی است، روشی برای به کار بستن مهارت و آگاهی یوگا به همه ریتم ها و سری های زندگی.

 

در کلاس وینیاسا یوگا، تمرینات به صورت روان و البته شدید و همراه با نفس انجام می شوند. مربی در این کلاس، حرکات را به گونه ای طراحی می کند که به صورت روان به هم تبدیل شوند. در این کلاس می توان از موزیک نیز استفاده کرد. شدت این کلاس را می توان با آشتانگا برابر دانست، البته هیچ دو کلاس وینیاسا شبیه به هم نیستند. اگر شما تنوع طلب هستید و دوست دارید تا محدودیت های فیزیکی خود را به چالش بکشید، این سبک یوگا برای شما مناسب است.

 

هات یوگا

این سبک یوگا همانند بیکرام یوگا است و تنها تفاوت بین بیکرام و هات یوگا این است که توالی حرکات با توالی بیکرام کمی تفاوت دارد.

 

هاتا یوگا

هاتا یوگا یک اصطلاح کلی است که به هر نوع یوگایی که وضعیت های فیزیکی را آموزش می دهد، اطلاق می شود. شما در یک کلاس هاتا یوگا، با بیشتر وضعیت های پایه و کلاسیک یوگا و تنفس ها آشنا می شوید. در این کلاس شما معمولا عرق نمی کنید اما کلاس را با احساس ریلکسی و رهایی ترک خواهید کرد. معمولا کلاس هاتا یوگا کلاسی است که در آن از ترکیب چند استایل متفاوت استفاده می شود تا انجام وضعیت های پایه آموزش داده شود.

 

این تمرین یوگا، آرام و مدیتیتیو است. تاکید آن روی طویل کردن بافت های پیوندی(تاندون ها، فاشیا و لیگامنت ها) است و به منظور تکمیل یوگای یَنگ است (آشتانگا، آیینگار یا فرم های دیگر یوگا که ماهیچه می سازند). هدف آن افزایش جریان خون در مفاصل و افزایش انعطاف است. یین یوگا اولین باردر امریکا و در اواخر 1970 توسط "پولی زینک" (متولد 1954) مربی یوگای رزمی کار، ارائه شد. وضعیت های یین، پسیو هستند یعنی با ریلکس کردن ماهیچه ها، اجازه داده می شود تا جاذبه زمین کار خود را انجام دهد. شما همچنین در یین یوگا صبر را تمرین می کنید. در این سبک یوگا هر وضعیت برای 5 دقیقه یا بیشتر نگه داشته می شود و در نتیجه چالش برانگیز است، مخصوصا اگر بدن شما به آن عادت نداشته باشد.

 

یوگای خنده

یوگای خنده تمرینی شامل خنده های طولانی و عمیق است، و بر پایه این نظریه می باشد که خندیدن عمدی، دارای همان فواید روانی و فیزیولوژیکی خندیدن ناگهانی است. یوگای خنده به طور گروهی انجام می شود و در ابتدا نوعی تمرین است؛ اما وقتی افراد به یکدیگر نگاه می کنند، خنده مسری و واقعی می شود.


یوگای خنده توسط دکتر مادان کاتاریا در سال 1995 در یک پارک در بمبئی با حضور 5 نفر آغاز شد که دو نفراز آنها دکتر کاتاریا و همسر وی بودند؛ و در حال حاضر بیشتر از 16 هزار کلاب یوگای خنده در بیشتر از 72 کشور دنیا وجود دارد.


مفهوم یوگای خنده این است که هر کسی می تواند بدون جک و کمدی بخندد؛ و دلیلی که به آن "یوگای" خنده گفته می شود این است که در آن از تکنیک های تنفسی یوگا استفاده می شود که باعث اکسیژن رسانی بیشتر به بدن و افزایش سطح انرژی می شود.


کلاس یوگای خنده با تکنیک های گرم کردن ساده آغاز می شود که شامل کشش، دست زدن، ارتباط چشمی و حرکات بدن است و در آن از تمرینات تنفسی کمک گرفته می شود تا ریه ها برای خندیدن آماده شوند.


مهم ترین دلیل علمی در اثبات فواید یوگای خنده این است که اگر ادای انجام کاری را در بیاوریم، به خود آن کار نیز خواهیم رسید. پروفسور ویلیام جیمز در سال 1884 نشان داد که ادا درآوردن یک حس با کمک بدن، می تواند تأثیر این حس را در مغز ما بیشتر کند.

 

به طور کلی دو مدل خنده وجود دارد؛ اول، خنده ای که از مغز می آید؛ همان خنده ای که با جک و کمدی ایجاد می شود. در این نوع خنده، ذهن ماست که تصمیم می گیرد به چه چیزی بخندیم و به چه نخندیم و با افزایش سن قدرت ما برای این نوع خندیدن کاهش می یابد. نوع دوم خندیدن، خندیدن کودکانه است. کودکان با ذهنشان نمی خندند، با بدنشان می خندند. آنها تمام مدتی که بازی می کنند، می خندند. با توجه به ارتباط بین ذهن و بدن، وقتی با کمک بدن می خندیم، ذهن نیز آن را متوجه می شود.


حال سوالی که پیش می آید؛ این است که چرا باید الکی بخندیم؟ و چرا با دیدن کمدی نخندیم؟
دلیل اول این است که خنده در زندگی واقعی، فقط برای چند ثانیه است که برای تغییرات فیزیولوژیکی، زمانی کافی نیست. برای اینکه خنده برای سلامتی مفید باشد، باید حداقل 5 تا 10 دقیقه بخندیم. از آنجا که در یوگای خنده، به صورت یک تمرین و بطور طولانی می خندیم، از فواید آن بهره مند می شویم.
و اما دلیل دوم؛ برای اینکه خنده مفید باشد باید خنده به صورت عمیق از دیافراگم و با صدای بلند باشد ولی در زندگی معمولی این گونه نمی خندیم. در یوگای خنده محیطی امن فراهم است که شما می توانید هر قدر دوست داشتید و با صدای بلند بخندید.
دلیل سوم این است که در این زندگی مدرن پرتنش، دلایل و بهانه های زیادی برای خندیدن وجود ندارد، درنتیجه باید خنده خود را از دلایل بیرونی مستقل کنیم و این توانایی را در خود افزایش دهیم که بدون دلیل بیرونی بخندیم.

5 فایده یوگای خنده :

• تغییر مود شما تنها در عرض چند دقیقه با کمک ترشح هورمون های خاصی مثل ایندورفین
• کاهش تأثیرات مخرب استرس و تقویت سیستم ایمنی
• تخلیه هوای مانده ته ریه ها
• دریافت اکسیژن بیشتر و در نتیجه افزایش وضوح و بازدهی ذهنی
• بهبود در ایجاد روابط
• ایجاد نگرش مثبت به زندگی

 

در ویدیو های زیر هم شما میتوانید نمونه هایی دیگری از تمرینات یوگا را مشاهده کنید :